قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن

16

نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)

عوامل زندگى اجتماعى انسان « اين مسأله از قديم الايام مطرح است كه زندگى اجتماعى انسان تحت تاثير چه عواملى به وجود آمده است ، آيا انسان اجتماعى آفريده شده است ؛ يعنى طبيعتاًبه صورت جزئى از كل آفريده شده است و در نهاد انسان گرايش پيوستن به كل خود هست و يا اجتماعى آفريده نشده ، بلكه اضطرار و جبر بيرونى انسان را مجبور كرده است كه زندگى اجتماعى بر او تحميل شود ؛ يعنى انسان به حسب طبع اول خود مايل است كه آزاد باشد و هيچ قيد و بند و تحميلى را كه لازمه زندگى جمعى است ، نپذيرد . امّابه حكم تجربه دريافته است كه به تنهايى قادر نيست به زندگى خود ادامه دهد و بالاجبار به محدوديت زندگى اجتماعى تن داده است و يا انسان اجتماعى آفريده نشده و عاملى كه اورا به زندگى اجتماعى وادار كرده ، اضطرارنبوده و لااقل اضطرار عامل منحصر نبوده است . انسان به حكم عقل فطرى و قدرت حسابگرى خود به اين نتيجه رسيده كه با مشاركت و همكارى و زندگى اجتماعى بهتر از مواهب خلقت بهره مىگيرد ، از اين رو شركت را انتخاب كرده است . بنابر نظريه اوّل عامل اصلى ، طبيعت درونى انسان بوده و اجتماعى بودن يك غايت كلى و عمومى است كه طبيعت انسان بالفطره به سوى او روان است . براساس نظريه دوّم عامل اصلى ، امرى بيرونى و خارج از وجود انسان است كه از قبيل اتفاقى و عرضى است كه غايت ثانوى ناميده مىشود . بنابر نظريه سوّم عامل اصلى ، نيروى عقلانى و حسابگرانه است كه ازنوع غايات فكرى است نه طبيعى « 1 » . » آنچه كه به عنوان علل زندگى اجتماعى انسان ذكر شد ، از جنبه‌هاى درونى و بيرونى انسان و جهات فطرى و مادى او بود . امّا نوع ديگرى از همبستگى وجود دارد كه در بعد معنوى حيات بشر جريان دارد و مورد توجّه دانشمندان علوم اجتماعى قرار گرفته است . ناديده گرفتن بعد معنوى وحدت انسانها در واقع ، نفى حقيقت وجود انسان وجامعهء انسانى و تنزل رتبه او در ميان مخلوقات است . اين همبستگى معنوى كه در اديان الهى از

--> ( 1 ) - جامعه و تاريخ ، شهيد مرتضى مطرى ، ص 13 ، انتشارات صدرا ، قم .